واجد على خان

70

علم الأبدان ( فارسى )

خصوص صبيان را و مستسقى را بر ساحل بحر ماوا گرفتن و بر كشتى نشسته سير كردن بالخاصيت نفع دارد و آب شور عام‌ست كه از بحر بود يا از زمين شور يا از چاه شور برآيد يا نمك در آب شيرين انداخته جوش دهند و آب شور غير بحرى در منفعت و خاصيت قريب به آب بحرست مگر در بعضى خواص كه گفته شد تفاوت دارد و آب كدر و غليظ مولد حصاةست و سدد هم پيدا مىكند لهذا هر كه چنين آب بخورد تناول مدرات او را لازم دانسته‌اند تا از خارج شدن مادهء سدد ايمن گردد از ضرر حصات و سدد و كسى كه مبطون بود اعنى مرض اسهال داشته باشد بسبب ضعف معده اكثر اوقات از آب‌هاى غليظ نفع مىيابد بنا بر ظهور قبض و آب نوشادرى مطلق طبيعتست خواه بنوشند و خواه در ان بنشينند و خواه بدان حقنه نمايند و آب شبى سيلان فضول بطن و نفث الدم و سيلان خون بواسير را نفع دارد و ليكن اغتال بدان بيشتر حماى استحصانى مىآرد و شرب وى حماى عفنيه پيدا مىكند بنا بر ايجاب سده و سده موجب عفونت مىشود و حدوث تپ از آب مذكور در ابدانىست كه مستعداند بهر حدوث تپ و اين آن كسانند كه مسامات بدن ايشان تنگ باشد و ارواح آنها گرم در چنين كسان استعداد حدوث سدد بيشترست و فائده آب كبريتى اعنى آبى كه از زمين گوگرد برآيد آنست كه جلوس در ان جهت قوباد بهق و جرب و تقشر جلد و وجع مفاصل و رياح بارده و صلابت سپرز و درد جگر و رحم و درد زانو و سعفه و تعقد عصب و جراحات گزيدهء سباع را نافع‌ست و شرب آن مضعف معده و باصره و مسخن جگرست آب زفتى اعنى آبى كه از معدن زفت و قير خيزد شرب آن مفتح و مسمن بدن‌ست و محمر رخسار و مدمل قروح اما مورث قرحه امعاست و محدث امراض حاره و مصلح وى اغذيه رطبه و صمغ عربى و گل ارمنىست ماء مر يعنى آب تلخ مفتح سدّه و ملطف اخلاط غليظ و مفسد خون‌ست و مصلحس شكر و عسل خالص و طبخ و ماء نحاسى اعنى آبى كه از معدن مس برآيد يا مس تافته در ان مكرر سرد كرده باشند غرغره يا مضمضه يا اغتسال بدان جهت بثور الفم و ورم اللهاة و وجع اللون و تقويت اعضاى ضعيفه نافع‌ست و كذلك استسقا و فساد مزاج جگر را سود دارد اما نوشيدن آن خالى از مضرت نيست و خطر دارد و مصلحش شكر و عسل و طنج ماء رصاص الاسود اعنى آبى